خط داستانی
این فیلم تلویزیونی بر زندگی یک شهروند معمولی آلمان شرقی متمرکز است که به طور اتفاقی قربانی جنگ سرد میشود. چند روز قبل از عروسی، استِفن بوزمانِ شرق آلمان به آلمان غربی میرود تا پنجمین سالگرد تولد برادرش هوبرت را شرکت کند. همزمان پسرش مارتین و نوهاش بتینا با بالن از کشور کمونیستی فرار میکنند؛ استِفن خبر ندارد. با این باور که او به فرار آنها کمک کرده، نتواند به کشور بازگردد و از او درخواست میشود. اما اکنون آلمان غربیها فکر میکنند استِفن جاسوس است.