خط داستانی
داستان شفقت به کسانی که احتمالاً لیاقت عشق مسیحی را ندارند. هِنری هیث، مأمور قانونی سال ۱۸۶۲ در سالت لیک سیتی، مسئول حفاظت از زندانی است که از او متنفر است؛ ژان باتیست، پناهندهٔ فقیر فرانسوی که به سرقت گورهای درگذشتگان محکوم شده، به جزیره آنتلوپ تبعید میشود. با کمترین پشتیبانی، هیث به تنها حمایت از این مرد تبدیل میشود تا با انزوا و طرد جامعه روبهرو شود و با این خدمت، قلب او نرم میشود و غمهایش به آرامش میرسد