این روایت به سه فصل تقسیم میشود. فصل نخست با عنوان «میهمان»؛ نویسندهٔ سرگردان ترن تان لُک به خانهای پیر میرسد و توسط حاِیِهٔ زیبا به نام هوآ پذیرایی میشود. در آن روزها او عاشق او میشود و حقیقت صاحبخانه را فاش میکند. فصل دوم با عنوان «فرزند تنها»؛ لُک بیمار است و از جهان جداست، اما پرستارش لینگ او را بهبود میدهد. او کتاب پرفروش «میهمان» را دربارهٔ رابطهاش با هوآ مینویسد و به نویسندهٔ موفقی تبدیل میشود. او پیشنهاد میدهد و با لینگ ازدواج میکند، اما وقتی تصمیم به بچهدار شدن میگیرد، لینگ با گذشتهٔ پنهان و تاریک خود آزار میبیند. فصل سوم با عنوان «گریانسنج»؛ پدر و مادر لینگ دارودستهٔ کاهنِ دروغین Lan را فرامیخوانند تا با دانش سطحیِ فنگشوییِ او به لینگ کمک کند تا به لُک در خانه روح بیابد. پسرش و نویسندهٔ جوان آتی باو باور ندارد تا این که رازی شگفتآور دربارهٔ لُک کشف میکند.