خط داستانی
در بازسازی پس از جنگ جهانی دوم در روسیه، تکنوکرات کچل دروزدوف با تساوی کمونیسم با تقویت انسان عادی بر غرور نبوغی مبارک می گوید دانشمند متخصص و با استعداد لوپتکین در مسکو پناه می گیرد با بوسکو پیر مبتکر به تحقیق می پردازد لوپتکین بی وقفه بر روی اختراع خود کار می کند و با رفض و پذیرش متوالی روبرو می شود کار او توسط همکاران به ویژه دشمنش دروزدوف تمسخر می شود همسر دروزدوف ناتاشا از همسر سرد و کنترل گرش جدا شده و به طور فزاینده ای به لوپتکین گرایش می یابد که در کلاس همان مدرسه تدریس می کردند او به زودی از شوهرش فرار می کند و خانه را برای دو استاد بازنشسته لوپتکین و بوسکو می سازد ناتاشا آماده است تا به لوپتکین زندگی و عشق و ایمان خود را بدهد لوپتکین مشتاق است تا به خاطر ایده جانش بدهد و برای میهنش نهایت تلاش را انجام دهد.