خط داستانی
در حال کمک به فرانکلین برای تمیز کردن آزمایشگاه پدرش، رونالد و همکارانش به دستگاهی برای سفر در زمان برمی خورند. هامبورگلار نقشه ای دیوانه وار برای فرار از تمیزکاری می کشد و در نتیجه در زمان گم می شوند. سفرهای زمانی آن ها را به دوران ماقبل تاریخ می برد جایی که دستگاه تقریباً توسط تیرانودون نابود می شود و با اجداد غار نشینانشان روبه رو می شوند، به دوران قرون وسطی می روند تا با یک موسیقی از شاه بداخلاق موری با نجات باردی دست به کار شوند، در غرب وحشی باستانی که از سواران احساس می کنند، نوهٔ هامبورگلار به نام هنری ای. بورگلار دوم، توسط ساکنان به عنوان هامبورگلار شناخته می شود و از او اشتباه می گیرند و در دوران دیسکو دهه هفتاد، زمانی که از شهردار مک چیز دیدار کوتاهی دارند.