Storyline
یک مارکیز جذاب از اسبش خم میشود وقتی که یک جوراب گمشده را در جنگل پیدا میکند و سقوط میکند. در حین هذیانگوییاش، یک آرایشگر کوچک برای او آواز میخواند. او همان کسی است که جوراب را گم کرده و تنها برای پس گرفتن آن آمده است، زیرا آن را از کارفرمایش - امپراتریس فرانسه - قرض گرفته است. مارکیز به اشتباه فکر میکند که خود امپراتریس او را پرستاری کرده و تصمیم میگیرد او را جذب کند.