Storyline
زمانی که روز موعود سفر فرا میرسد، بچه زغال فروش کوچک، که مشتاق رفتن به اردوگاه تابستانی است، متوجه میشود که مادرش نام او را با بقیه گروه ثبت نکرده است. در تلاش برای پیوستن به دیگر اردو نشینان، این بچه زغال فروش سعی میکند راهی برای ادغام با آنها پیدا کند. در طرف مقابل، رز (ایزابل آژانی) از پیوستن به بچهها امتناع میکند و حتی تا جایی پیش میرود که از اتوبوس فرار میکند. در حالی که بچه زغال فروش مشغول فرار از مقامات است که میخواهند او را از گروه جدا کنند، رز همچنان در حال غمگینی و جستجوی راهی برای بازگشت به خانه است. با وجود تردیدهای اولیهاش، رز در نهایت به جذابیتهای اردوگاه پی میبرد و از پیشنهادی برای ترک اردوگاه صرف نظر میکند.