Storyline
کامیلا در حومه شهر پرسه میزند و با قورباغهها و مرغها صحبت میکند: او به عنوان یک روح بیخیال از زندگی عبور میکند. اما برای خواهر بزرگترش، میلیا که درونگراست، اوضاع پیچیدهتر است. میلیا در میان عدم قطعیت در زندگی خانوادگیاش، جو سطحی در مدرسه جدیدش و تجربیات اولیهاش در مهمانیهای خانگی گم شده است. این کامیلا است که در نهایت میلیا را به جیمی معرفی میکند. پسری از منطقه آبهناکی نزدیک که متفاوت است و او را تشویق میکند تا آزاد شود.