خط داستانی
هلنا ریچی شوهر الکلی خود را که فرزندشان را کشته است ترک میکند و به همراه دوستش لوید پریور به شهر قدیمی چستر در پنسیلوانیا میرود. هلنا یک پسر بیخانمان به نام دیوید را که تحت سرپرستی وزیر شهر، دکتر لاوندار بوده، به فرزندی قبول میکند. شوهر واقعی هلنا میمیرد، اما لوید پریور که اکنون از هلنا خسته شده، از ازدواج با او امتناع میکند. هلنا به وزیر درباره رابطه واقعیاش با پریور اعتراف میکند و دکتر لاوندار او را مجبور میکند که پسرش را رها کند. هلنا با این باور که مادر مناسبی نیست، موافقت میکند. او برای حقایق مادریاش مبارزه میکند.