خط داستانی
شيخ احمد به شدت خواستار اجتماعیِ سرزنده به نام دایانا است و او را می رباید و به کاخ چادری اش در بیابان می برد. دایانا آزاداندیش از آغوش پرشور او دوری می گیزد و به آزادی می اندیشد. سپس برای رفتن به بیابان اجازه می یابد، فرار می کند و در میان شن ها راه خود را می سازد...