خط داستانی
این داستان از نمایشنامه شکسپیر اقتباس شده است: باپتیستا میولا، یک ساکن ثروتمند پادوا، پدر کاترین و بیانکا است. دختر کوچکتر، بیانکا، جذاب است و خواستگاران زیادی دارد. اما پدرش اجازه نمیدهد بیانکا تا زمانی که خواهر بزرگترش که به خاطر دعواهایش مشهور است، ازدواج کند، ازدواج کند. وقتی پتروچیو از ورونا به پادوا میآید تا همسری پیدا کند، از این وضعیت مطلع میشود و چالش تلاش برای جلب توجه و ازدواج با کاترین بدخلق را میپذیرد.