خط داستانی
پس از اخراج از شغلش در یک فروشگاه مواد غذایی، جورج به عنوان یک پسر اصطبل در یک مزرعه اسب محلی که توسط خانواده فلیمنگ اداره میشود، مشغول به کار میشود. او با اسب هاتاسپر که مورد علاقه برای برنده شدن در جام ملبورن است، دوست میشود و یک سوت قوی توسعه میدهد که برای سریعتر دویدن اسب استفاده میشود.