خط داستانی
جوآسی به شدت به دنبال شغلی است که تنها بر اساس مهارتهای حرفهایاش باشد و با عصبانیت به پیشرفتهای زشت پاسخ منفی میدهد و برای جلوگیری از آزار و اذیت خود را به شکل غیرجذاب در میآورد. وقتی او با کارفرمای جدید و خوشتیپش، روبرت رستالسکی، ملاقات میکند، شروع به پشیمانی از تصمیم ناگهانیاش میکند.