خط داستانی
باب کانراد، پسر خوشگذران ارباب شهر، چارلز کانراد است. برخلاف خواستههای پدرش، باب عاشق دوروتی مککارتی، دختر بیوه بیپول، خانم مککارتی میشود. به اصرار پدرش، باب با سالی لِیس ازدواج میکند. اما قلب شکسته دوروتی وقتی ترمیم میشود که مشخص میشود طلاق سالی از شوهر قبلیاش هرگز نهایی نشده است.