خط داستانی
ویلیام مکفاب در بازار سهام هفت پوند از دست میدهد و تصمیم میگیرد به مردی که مسئول دستکاری در بازار سهام بوده، سیلی بزند. آستور تر بنکس، دستکار بازار سهام، روز بعد وقتی که به شدت از سوی مکفاب سیلی میخورد، شگفتزده میشود و مکفاب قول میدهد که در شش روز آینده هر روز یک سیلی دیگر بزند. دختر تر بنکس، دیزی، از این روند خوشش میآید و به مکفاب جذب میشود.