خط داستانی
جو آلبانی، تبهکار معروف، جیمز فلاورز را میکشد وقتی متوجه میشود او از باشگاهی که مالک آن هستند، اختلاس میکند. جو از طریق یک پنجره فرار میکند و تاکسی میگیرد، اما وقتی به صدای آژیرها عصبی میشود، از ماشین بیرون میپرد. فروشنده سختافزار، پیتر هریس به طور تصادفی جو را با ماشینش میزند و جو که آسیبی ندیده، از این فرصت استفاده میکند تا در ماشین پیتر پنهان شود. پیتر آنقدر مست است که جو میتواند او را متقاعد کند که او چارلز ادواردز، یک همکار سختافزار است که در یک کنفرانس با او بوده و به عنوان دوستی، پیتر را به خانه حومهایاش همراهی میکند. صبح روز بعد، جو بیتاب میشود و میخواهد برود، اما خانواده پیتر، همسرش ماری، پسر جوانش رابرت و دخترش جین از او خواهش میکنند که بماند.