خط داستانی
اکنون که والدینشان ورشکسته شدهاند، ژاک ایزست و برادر کوچکترش دانیل مجبورند برای خودشان تلاش کنند. ژاک به عنوان منشی یک مارکیس استخدام میشود که او را به شدت استثمار میکند و باعث آسیب به سلامتیاش میشود. دانیل نیز به عنوان ناظر و معلم زبان لاتین در یک مدرسه در استان استخدام میشود. به زودی او نیز در وضعیت بدی قرار میگیرد و پس از آزارهای مکرر، اخراج میشود. دانیل تصمیم میگیرد به ژاک در پاریس بپیوندد و امیدوار است که به یک حرفه ادبی بپردازد. متأسفانه، ایرما بورل، یک بازیگر، به او توجه میکند و او را به زندگی فساد میکشاند.