خط داستانی
این مجموعه فیلم شامل سه داستان کوتاه است. "ملاقات با ماکسیم." در صفحه آخرین صحنه های فیلم "طرف ویبورگ" نمایش داده می شود. فیلم به پایان می رسد و قهرمان از صفحه خارج می شود. او با یک فراخوان میهن پرستانه به تماشاگران خطاب می کند. "رویایی در دست." این فیلم به صورت کنایه آمیز "هیتلر" را در رویای نگران کننده اش از شکست حتمی در خاک روسیه "هشدار" می دهد. او خواب ناپلئون و اشغالگران آلمانی 1918 را می بیند - همه کسانی که قدرت سلاح های روسی را بر روی پوست خود تجربه کرده اند. "سه نفر در یک قیف." یک سرباز زخمی ارتش سرخ به یک قیف می افتد. پرستاری که آنجا است، سرباز را پانسمان می کند. ساکن سوم قیف، هیتلر زخمی است. پرستار به او نیز کمک می کند، پس از آن نازی سعی می کند دختر را به ضرب گلوله بکشد. سرباز ارتش سرخ با یک شلیک دقیق دشمن را مورد هدف قرار می دهد.