خط داستانی
مغز آلومینیوم، جیمز جی. مالونی، پدر، با مقامات دولتی دیدار میکند تا درباره تلاشهای جنگی و نیاز به پایان دادن به قیمتگذاری صحبت کند. پس از این جلسه، مالونی خبر میگیرد که پسرش جیمی، که از یک پلیبوی به مربی پرواز ارتش تبدیل شده، به همراه ناوبرش، اسکالی، در جایی در اوزارک گم شدهاند. در حالی که مالونی به سرعت به دنبال پسرش میگردد، جیمی و اسکالی در شهر کوچک ویورویل فرود اضطراری میآورند، جایی که شهردار و همسرش، آبر و الویرا ویور، در تلاشند تا به شهروندان بفهمانند که در کوهها بهتر از شهر بزرگ هستند.