خط داستانی
اتل، یک زن جوان مسیحی است که لیلی-می اسکات، دختر یک کشیش را به یک دختر مهمانی وحشی به نام بسی معرفی میکند. بسی به نوشیدن، مردان و رقص علاقهمند است و سعی میکند لیلی-می را به انحراف بکشاند. لیلی-می روح خود را به شیطان میفروشد تا زیبایی به دست آورد. زندگی بسی به خاطر مهمانی خراب میشود و او به یک زن خیابانی گلفروش تبدیل میشود. لیلی-می به سوی خدا بازمیگردد، در یک رودخانه دوباره غسل تعمید میگیرد و سپس از یک خواب بیدار میشود. او اکنون دین دارد.