خط داستانی
یک مدیر جوان در تلاش است تا یک شرکت هواپیمایی را متقاعد کند که یک برنامه سفر را در تلویزیون حمایت کند، اما به جایی نمیرسد. وقتی به نامزدش میگوید که ممکن است مجبور شود ماه عسلشان را به تعویق بیندازد، او به شدت به او حمله میکند و در حالی که از او دور میشود، به یک کپسول آتشنشانی برخورد کرده و بیهوش میشود. در حالی که بیهوش است، نسخه خود را از برنامهای که به شدت در تلاش برای فروش آن است، رویا میبیند.