خط داستانی
در یک کنفرانس شهرداران در سان فرانسیسکو، استیو فیسک، کارگر سابق بندر، با کلاریسا استندیش از نیوانگلند ملاقات میکند. فیسک شهردار "شهر پوجت" است و به پیشینه سخت و خشن خود افتخار میکند. استندیش شهردار "وینونا، ماین" است و به تحصیلات و تعهدش به مردمی که او را انتخاب کردهاند، افتخار میکند. این دو نفر که کاملاً متفاوت هستند، به هم جذب میشوند و ماجراجوییهایشان در طول کنفرانس باعث دردسرهایی برای هر یک از آنها در خانه میشود. نوشته رون کریکن.