خط داستانی
پل مجبور است خانه روستایی خود را ترک کند تا ارث پدرش از یک فروشگاه بزرگ را جمعآوری کند. به عنوان یک پسر طبیعی، نامادری پل از او استقبال سردی میکند و او از رفتار خواهر ناتنیاش، دومینیک، که یک اگزیستانسیالیست با بالاترین درجه است، شگفتزده میشود. اراده پل باعث میشود که گالریهای پاریسی به شکوه سابق خود بازگردند و او یک هدیه خداحافظی به دومینیک که حالا آرامتر شده است، میدهد. او به روستای خود بازمیگردد، در کنار ماری-لوئیز حکیم، که پیشتر فروشنده در گراند ماگازین بوده است.