خط داستانی
پس از اخراج از شرکتش، پابلو با دوستش آنا ملاقات میکند که او را با پدرو رامیرز، یک وکیل نامطلوب، آشنا میکند. پدرو به او ۱۵۰۰۰ پزتاس پیشنهاد میدهد تا درباره شرکت قبلیاش گزارشهایی تهیه کند با هدف انجام یک سرقت. وقتی باند وکیل برای انجام سرقت میرود، آنا آنها را به پلیس گزارش میدهد تا با غنیمت فرار کند. اما همه آنها دستگیر میشوند و در نهایت در زندان با هم میمانند، جایی که توطئهها و درگیریها بین آنها ادامه خواهد داشت.