خط داستانی
میلیاردر ویکتور دانیمور، که در ریویرا فرانسه زندگی میکند، به طور ناگهانی بر اثر حمله قلبی میمیرد. منشی او، دیو بیشاپ، میخواهد بیشتر درباره زندگی کارفرمایش بداند. به طرز شگفتانگیزی، حتی همسر جوانش نیز هیچ چیز درباره پیشینه شوهرش یا چگونگی به دست آوردن ثروتش نمیداند. سرنخها بیشاپ را به وین و استکهلم میبرند، جایی که او متوجه میشود دانیمور افرادی را که در طول جنگ جهانی دوم با نازیها همکاری کرده بودند، باجگیری میکرده است.