خط داستانی
پتر اورسا، یک دهقان جوان، در کارخانه فولاد هوندئورا شغلی پیدا میکند با رویای تبدیل شدن به یک فولادساز برجسته و با میهای سولکا – نوعی قهرمان صنعتی کمونیستی – به عنوان الگوی خود. او از کارهای ساده شروع میکند و با بیل خاک جابهجا میکند، اما به زودی به تیم یک فولادساز قدیمی، سرپرست تودور باچی، ملحق میشود.