The Smile of the Virgin
فیلم لبخند باکره
ماریتا، دخترکی دلنشین، در روستا با مادربزرگش زندگی میکند. بهترین دوست او، خدمتکار متواضع، آنسلمو است که تقریباً هر روز دختر را به بازدید از کلیسای "باسیلیکای گوادالوپ" میبرد، یک کاتدرال مهم در مکزیکو سیتی، جایی که او با باکره گوادالوپ و افسانههای مربوط به ظهورات او در آنجا آشنا میشود. ماریتا در مدرسه رفتار مناسبی ندارد و معلمش همیشه برای او تنبیهی دارد. او مدرسه را دوست ندارد و نمیخواهد به آنجا برگردد. علاوه بر این، ماریتا نگران حیواناتش است، مانند یک گاو که شیر نمیدهد. دختر از باکره گوادالوپ معجزات زیادی میخواهد، یکی از آنها این است که مجبور نباشد به مدرسه برود. در یک بازدید از باسیلیکا، ماریتا صدای باکره را میشنود و این میتواند آغاز یک زندگی مسئولانه برای او باشد، مانند تحصیل و خوب بودن.