خط داستانی
لیچن مولر در اواسط ۲۰ سالگی خود است، شغف یکنواختی در یک دفتر دارد و به پیشخدمت خوشتیپ رستوران خیابان علاقهمند است و آرزو دارد زندگی هیجانانگیزتری داشته باشد. در یک خواب زنده و واضح، او به ثروت عظیمی دست مییابد که به او اجازه میدهد تا رویاهای وحشیانهاش را زندگی کند. اما به سرعت متوجه میشود که این ثروت او را خوشحال نمیکند.