خط داستانی
دیدیه فرمِنتِر، دانشمند فرانسوی، آخرین لمحهای را بر روی اختراعی میگذارد که قادر است هر نوع وسیله پرندهای را نابود کند. گروه جنایاتی بینالمللی برای دزدیدن این تجهیزه و فروش آن به بالاترین مزایدهگذار جهان بدون قانون، به دنبال آن به جان پژوهشگر میافتد. تهدید شده، دانشمند که با پدر نیک کارتر دوستی داشت، از نیک کمک میخواهد. در فرودگاه نیس، نیک کارتر مرگ را فرار میکند، اما همان شب او نمیتواند قتل فرمِنتِر را توقف دهد. او مظنون برونو، پسرخوانده فرمِنتِر، و تونیوی، صاحب کافه نزد خانه فرمِنتِر است. برونو در واقع به میراث فرمِنتِر چشم دوخته و برای آن میکوشد تا کاترین، نوه فرمِنتِر را به قتل برساند. بنابراین، نیک کارتر با بیش از یک دستهٔ جنایتکار مواجه میشود اما به موقع توطئهها را آشکار میکند و هر گانگستر را از هم میپاشد.