خط داستانی
هری و والری اسپالدینگ در روستای دورافتاده کورنیش به جمعیتی بیگانه و مشکوک می رسند. برادر هری به طور ناگهانی می میرد، با گازگرفته شدن توسط یک موجود خزنده کشنده. آنها دختری جوان به نام آنا را ملاقات می کنند که پدر مستبدش زندگی او را کنترل می کند و با کشف این که سایر ساکنان روستا نیز سرنوشتی مشابه دارند، تحقیقاتشان به آنا می رسد. آن چه آنها کشف می کنند قربانیی از میراث وحشتناک است... سرنوشتی که باعث نقص و قتل می شود.