خط داستانی
قهرمان این داستان پریان محبوب، یک شاهزاده جوان است که پس از مرگ والدینش، به دنیای بیرون میرود. در طول سفرهایش، او با یک اسب جادویی سخنگو ملاقات میکند و عاشق شاهزاده خانم زیبای اسلاونا میشود. به توصیه اسبش، او یکی از چشمانش را میبندد و خود را احمق جا میزند و به عنوان باغبان قلعه استخدام میشود.