The Fragrance of Wild Flowers
فیلم عطر گل های وحشی
هنرپیشه معروف تئاتر و سینما که از شرایط خانه و تئاتر ناراضی است ناگهان تمرین نمایش را که یکی از نقش های اصلی را دارد متوقف می کند و به دانوب می رود تا دوستش که کارگر قایق است و با پاره های آجر از کارخانه آجر در محله ای فقیر به بلگراد می رود را ملاقات کند. این اقدام غیرمنتظره همه را سردرگم می کند و همگی به دانوب می روند تا دلیل واقعی این رفتار عجیب را بیابند و بدانند کی به زندگی عادی بازمی گردد. بازیگر از حرف زدن امتناع می ورزد و می گوید می داند تنها آن چه را که نمی خواهد می داند. کارگردان جوانی که پیش از این تصمیم به تصویر کشیدن چهره او داشت، نمی داند چه کند. شب افتتاحیه به تعویق می افتد.