خط داستانی
تامی در یک محله نیویورکی که به دست یک باند خشن به نام سُولها گرفتار شده، به طور موقت اسکان میگیرد. تامی منتظر مأموریت بعدیاش به عنوان یک ملوان است و هرچند سعی میکند از باند و همسایگانش دوری کند، این کار نتیجه نمیدهد. به زودی او با سُولها درگیر میشود و نه تنها نگرشهای آنها را تغییر میدهد، بلکه نگرشهای همسایگانش که قبلاً ترسیده بودند را نیز دگرگون میکند.