خط داستانی
1950 شهری کوچک در لهستان. زمانه مطلوبی برای صاحبان مغازه مانند جوزف پیاسکى نیست؛ موانع از طرف مقامات، تأمین عمده محدود. علاوه بر این او مرتباً با پسرش ویتک، که هجده سال دارد، بحث میکند. ویتک برای اولین بار عشق را تجربه میکند. این باید زمان هیجان بزرگی برای او باشد، اما ویتک که درباره آینده دلواپس است، نمونه ای از نسل جوانی است که زیر سایه طولانی استالین بزرگ میشود.