Jogo de Mão
فیلم جوجوهای دست بندد
در رویکردی منحصربهفرد به چهارسریری که در اصل نمایشنامههای چهارنفرهٔ معنوی است، کارگردان مونیک روترلر با یک نمایشگر خیابانی که عروسکهای دست دارند شخصیتهای هر داستان و ایدهٔ هر کدام را تلخیص میکند. نخستین نمایش دربارهٔ جوانی است که برای زندگی کفشهای خود را میدرخشد و سعی میکند با دو زن رابطهای برقرار کند در حالی که هر دو زن را تنها عشق درستنمایی میکند. داستان بعدی دربارهٔ مردی است که همسرش را میزند وقتی مست است و پوست خز میفروشد. روزی که او در صندوق عقب کامیونش با خزها نشسته است، بدبختی پیش میآید و او و برخی خزها از هم میافتند. سؤال این است که آیا زن پرشور است و از آن پسر مزاحم رخت برمیکَنَد یا نه؟ داستان سوم به زنی میپردازد که میخواهد بداند کنترل یک روسپی بر مشتریان تا چه اندازه است و برای یافتن پاسخ، مدتی خودش روسپی میشود — منجر به موقعیتهایی غیرمنتظره میشود. فصل آخر جنبهٔ زشتتر سبک زندگی ثروتمندان و معروفان را به تصویر میکشد.