Warm Summer Rain
فیلم باران تابستانی گرم
کت، زن Thirty-something depressed، با بریدن رگ دستش تلاش میکند خود را بکشد. در بیمارستان، میفهمد که هیچ چیز حل نشده است و از آنجا خارج میشود با روپوش بیمارستانی، پالتوی مشکی و صندلهای نازک. در ایستگاه اتوبوس، از مسئول بلیط میخواهد به هر کجا که میخواهد برود با توجه به هزینههای محدودش. مسئول میگوید مقصد یا جهتی مشخص بدهد - کت میچرخد، اشاره میکند و میگوید «آن طرف!» داستان به تدریج شامل بازیگر برجسته بری توب، که عاشق اوست، میشود و اراده زندگی را در او دوباره زنده میکند