Solo de Violino
فیلم سول دی ویلینیو
ادلییدا کوئیو دا کونیا، دختر بنیانگذار روزنامه Diário de Notícias، با آلفردو دا کونیا ازدواج میکند، سپس مدیر این روزنامه میشود و مادر جوز است که بیست سال دارد. این زن educated و متمدن با شاگردِ راننده که از نظر اجتماعی با او فرق دارد عاشق میشود. این امر به رویارویی با نظم برقرار شده و استانداردهای رفتار اجتماعی زن و مادر میانجامد. او ممکن است همزمان قهرمان و قربانی شهامت خود در تصمیم به قطع رابطه با وضعیت کل خانوادگی و فرار با راننده باشد. زمانی که همسرش با راننده فرار میکند، آلفردو دا کونیا با کمک برخی از پزشکان مشهور آن روزگار او را بیمسئولیت و قادر به مدیریت داراییهایش اعلام میکند و به این بهانه او را در بیمارستان روانی زندانی میکند.