Montparnasse-Pondichéry
فیلم مونپارناس پاندیشه ری
پس از بزرگ کردن دخترش، زندگی ژولی به نظر می رسید پر از تجربه باشد. با این حال او اخیرا پیشنهادی از کنسول فرانسه برای مأموریت در پودچیری، هند برای آموزش مهارت هایش به هندیان دارد. او فقط در صورتی می تواند این کار را انجام دهد که دیپلم دبیرستانش را بگیرد، چیزی که پیش از این انجام نداده بود. ایده این پست جدید او را به بازبینی اشتباهات دوره جوانی ترغیب می کند و به مونپارناس باز می گردد تا دوباره به مدرسه برود. درست قبل از آغاز کلاس ها، رفتار محترمانه و تحقیرآمیز شریک کنونی اش برایش بیش از حد می شود و او با او قطع رابطه می کند. به این ترتیب وقتی برای رفتن به مدرسه با مترو در روز اول، با مسیر آشنا نیست و کمی به هم خورده است، گم می شود. خوشبختانه با مرد سالخورده ای ملاقات می کند، موسیقیدان بازنشسته اپرای پاریس که هدف واحدی را دنبال می کند. آن دو رابطه ای از تشویق و پشتیبانی متقابل شکل می دهند.