شب سال نو 1997، هنگ کنگ تقریباً به چین واگذار شده و روال خدمات با تعدادی از رویدادها که تهدید به خارج شدن از کنترل دارند، مختل میشود: یک پلیس به طور تصادفی یک زن سالخورده را که توسط یک تبهکار ربوده شده، در حین یک عملیات تنشزا میکشد و با عدم باور عمومی دستگیر میشود. یک دانشجوی پلیس که همان جرم را مرتکب شده، تبرئه میشود و به جای آن به عنوان یک قهرمان توسط شهروندان جشن گرفته میشود، اما غرق در احساس گناه است. از سوی دیگر، یک افسر ارشد پلیس در حال ترک همسرش است که به طور بیهوده خواهان توجه و زمانی است که او هرگز از دادن آن کوتاهی نکرده است. سرنوشتهای سه نفر زمانی تلاقی میکند که سومی در شب سال نو، مرد جدیدی در زندگی زن را به گروگان میگیرد.