به داستان زنی ایرلندی به نام کتی میپردازد که با همسر پرتغالیاش، وکیلش، پدرو، رابطهای پنهانی دارد؛ اما او از این ماجرا بیخبر است. کتی به زودی متوجه میشود که به تلاش برای کمک به یک نابکار جوان برای ترک هرویین میپردازد، در حالی که مادر ناامید جوان در یک فرقه مذهبی عجیبی شرکت میکند. در بخشهای دیگر، مردی سالخورده با اندوه از دست دادن نوهاش در ایستگاه قطار به جنون نزدیک میشود و جواهرفروش ناچار جوان را به اتاق هتل میبرد