Facas e Anjos
فیلم قیچی ها و فرشتگان
در سال هزار و نهصد و eighty سه پسری به نام ژوآو آمـارال سِووِرو از پدرش می خواهد برای رفتن به سیرک با او برود. پدرش که کاپیتان ارتش است و تازه بیوه شده، به این بهانه که سیرک توجه او را از تحصیلش منحرف می کند او را همراهی نمی کند. ده سال بعد ژوآو دانش آموز کالج نظامی است و از نظم سخت پدر خسته شده و تصمیم می گیرد به سیرکی سیار بپیوندد که به زادگاهش Alcochete می آید. از آن پس ژوآو که تنها و آزاد است زندگی خود را به هر شکلی که می خواهد می گـذارد، دنیای جادویی، عشق دلورِس (رقصنده آونگی جوان) و خانواده ای که هرگز واقعاً نداشت را می یابد. تا اینکه سرنوشتی او را پدر می کند.