Sokol Did Not Love Him
فیلم سیمای دوست ندارد او را دوست داشته باشد
داستان از دهکدهای روستایی در لیدیمیریوکی شرق کرواسی در سال ۱۹۴۳ آغاز میشود جایی که مالک زمین سِیما از جنبش پارتیزان و رژیم اوستاشا برای نجات جان پسرش بنس که به ارتش آلمان پیوسته است کمک میکند. سیما نمیخواهد پسرش برای سوی نادر بجنگد و همچنین نمیخواهد به پارتیزانها بدهد، بنابراین فعلاً او را در زیرزمین پنهان میکند. داستان با ماجراهایی از سِیما برای به دست آوردن دقیقاً یک اسب باشکوه به نام سُوکُل در هم تنیده است؛ اسب تنها به پسر بنِش پاسخ میدهد و صریحاً با پدر قدیمیاش سر ناساز دارد