خط داستانی
پس از بازگشت از جنگ، مارسو لِ گِرِن به یاد میآورد. او در یتیمخانهای که توسط برادران دومینیکن اداره میشد، تحصیل کرده بود و پس از ترک آن به فقر افتاد. تنها دارایی او زیباییاش بود که توجه خانم آلیس، زن مشکوکی را جلب کرد که او را متقاعد کرد تا برای عکسهای پورنографی که برای زنان سالخورده و تنها تهیه شده بود، مدل شود. مارسو قبل از جنگ نیز به عنوان گیگولو فعالیت میکرد، اما اسارت و جنگ این کسب و کار پررونق را متوقف کرد. حالا او میخواهد زندگی جدیدی آغاز کند، بهویژه که عشق را در شخص یک خانم جوان و پاک به نام دومینیک پیدا کرده است. اما خانم آلیس به این موضوع گوش نخواهد داد...