خط داستانی
فرض کنید اشیای گمشده و پیدا شده میتوانند صحبت کنند... اما میتوانند! حداقل چهار تا از آنها... : - یک مجسمه از اوزیریس به یاد میآورد که چگونه دو عاشق سابق، یک مدل و یک فرد بیفایده که ادعا میکرد مصرشناس است، در شب کریسمس دوباره همدیگر را ملاقات کردند. - یک ویولن چیزهایی برای گفتن دربارهٔ رائول، یک پلیس humble که سولانژ، یک خواربارفروش بیوهای که دوستش داشت، را به یک نوازنده فریبنده که همچنین نامش رائول بود، از دست داد. - یک شال شاهد یک عاشقانه عجیب بین یک جوان دیوانه و دختری بود که او را از خودکشی نجات داده بود. - یک تاج گل جنازه به ما میگوید که چگونه باعث شد یک زن جوان باور کند که معشوقش مرده است. پس از گفتن داستانهای مربوطه، اشیاء به سکون معمول خود بازمیگردند.