خط داستانی
در این دراما، سه نسل از یک خانواده در مزرعهای روستایی در فرانسه با هم کار میکنند. نوِل پیر با افتخار از اینکه بیشتر عمر خود را در این زمین کار کرده است. پسرش مارک اکنون مسئولیتهای مزرعه را به دوش میکشد (و بدهیها را نیز)، و او دارد زیر فشار میلرزد. و پسر مارک، نیکولاس، هنوز تصمیم نگرفته است که با زندگی خود چه کند؛ او علاقه کمی به کشاورزی دارد اما مطمئن نیست که استعدادهای واقعیاش کجا هستند. روزی، پس از کمک به زایمان گوسفندانش، مارک خبر دارد که باید گلهٔ گاوها را منقرض کند تا از گسترش بیماری گاوهای بیماری جلوگیری کند. این آخرین قطره برای مارک است و او دست به خودکشی میزند. نوِل از مرگ پسرش خوب کنار نمیآید و به خانه سالمندان میافتد، در حالی که همسر مارک کارمند فروشگاهی میشود و نیکولاس به جستوجوی کار میپردازد (با موفقیت اندک) و در عین حال به دنبال زنی زیبا و اسرارآمیزی میگردد که به او سواری داده بود.