خط داستانی
مانولیس سیدریس یک جوان جذاب و "مرد زنان" درجه یک است. یک روز در سینتاگما، جایی که مردان زنان جمع میشوند، او موفق میشود یک مهماندار به نام دیزی را با تظاهر به اینکه مالک کشتی است، جذب کند. در همین حین، او توسط مالک واقعی کشتی، مانولیس کارنزیس، که به خاطر شوخیهایش شناخته شده است، دیده میشود. کارنزیس به خاطر استعداد او، نام، ماشین، chauffeur و عمارتش را به او قرض میدهد و همچنین پولی برای خواستههای دیزی فراهم میکند. مانولیس شروع به زندگی لوکس میکند و به نظر میرسد در عنصر خود است، اما وضعیت با ورود دینامیک همسر کارنزیس، النا، که با خبر شدن از ماجرا به خانه برمیگردد، به هم میریزد. وقتی فریب آشکار میشود، کارنزیس به همسرش قول میدهد که دیگر شوخی نکند و دیزی موافقت میکند که با سیدریس ازدواج کند.