در روستای کوچک کرواسی در سال ۱۹۹۱، نجار کوچکی لیلا به نام کوزما عاشق آنا که جوان تر از اوست میشود. با وجود مخالفت محلی با رابطه شان ازدواج میکنند و آنا فرزند پسری به دنیا میآورد. با آشنا بودن با نقش نگارگری، او مجسمه مادونا برای کلیسای محلی می سازد. زندگی آرام روستا با آغاز درگیریهای بین کرواتیها و صربها مختل میشود