خط داستانی
در ایالت تپهای چمپا نگر، قلعه باشکوه رای صاحب موتی ساگر به نام "کاخ موتی" هنوز هم در تمام شکوه سلطنتی خود ایستاده است. داستان ما از این کاخ تاریخی نشأت میگیرد که خاطرات ترسناک آن هنوز هم مردم را میترساند. پس از مرگ ناگهانی رای صاحب، شایعهای به وجود آمد که روح بیقرار او هنوز در اطراف کاخ پرسه میزند. هرچند هیچکس مدرکی برای حمایت از این ادعا نداشت، اما حوادث بعدی به آن اعتبار بخشید. تنها دو روز پس از مرگ او، هنگامی که خدمتکارش تنها پسرش سودیر را با قطار به چمپا نگر میآورد، کودک در راه ناپدید شد. به محض اینکه شوک این خبر کاهش یافت، یک شب طوفانی، برادرزادهاش جگال و پسر خواهرش شکر به "کاخ موتی" آمدند تا وصیتنامه را از وکیل بشنوند. اما ناگهان! خود وکیل ناپدید شد و جسد او مدتی بعد در محوطه کاخ پیدا شد.