خط داستانی
ایزابل جوان از یتیمخانه فرار میکند و توسط دو جوان در یک کاروان به فرزندی پذیرفته میشود. آنها به طور تصادفی با خانواده مرفه لویی ملاقات میکنند که وقتی با واقعیت ازدواج با یک بلژیکی با سبیل بزرگ و سر طاس مواجه میشود، با سه ماجراجو فرار میکند. آنها یک سگ پیدا میکنند. بعداً لویی به یک لحظه کوچک از لذتجویی جنسی و چندگانهگرایی با دو جوان تبدیل میشود قبل از اینکه همه آنها تحت تأثیر آرماگدون جنگ جهانی اول قرار گیرند.