خط داستانی
در روستای کوچک آنا ماری برینکمان در آلمان، تمام جوانان به جبهه در جنگ جهانی اول فراخوانده میشوند. وقتی دوست پسرش کلاوس رنکن فراخوانده میشود، آنها آخرین شب رمانتیک خود را با هم میگذرانند. زمان میگذرد اما یک روز وقتی کشیش نامهای روستاییان کشته شده را اعلام میکند: کلاوس در میان آنهاست. آنا ماری در حالی که جماعت یک سرود تشییع میخواند، بیهوش میشود.